تبليغاتX
تنها


تنها

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/15ساعت 3:43 PM توسط دیوونه| |

 

به چشم هایت نگاه می کنم،ای مادر

و می پرسم:آیا دنیا بدون این چشم های زیبا

می توانست معنای مهربانی را دریابد؟

هنگامی که تو را می بوسم،بر لب هایم گل سرخ،

غنچه می دهد

و با نگاه دلسوزانه ات دلم آرام می گیرد...

این شعر من برای توست تا همگان بدانند که 

زندگی بی تو رسم خوشایندی نیست

ای امیره دل ها

گواهی می دهم،دل مهربان تو پایتخت شهر

عشق منست

برایم باز هم لالایی بخوان

تا کودکی را بار دیگر به خواب ببینم!

نوشته شده در جمعه 1388/05/09ساعت 10:10 PM توسط دیوونه| |

نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06ساعت 2:34 PM توسط دیوونه| |

 

آموخته ام... كه زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم

. آموخته ام... كه كوتاهترين زماني كه من مجبور به كار هستم، بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام دهم

آموخته ام... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيم

آموخته ام...كه فرصتها هيچ گاه از بين نميروند، بلكه شخص ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد كرد

.آموخته ام....كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم

.آموخته ام... كه لبخند ارزانترين راهي است كه ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داده ام.

نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04ساعت 12:0 PM توسط دیوونه| |

بگویید که بر گورم بنویسند :

زندگی را دوست داشت ، ولی آن را نشناخت .

مهربان بود ، ولی مهر نورزید جز به یکی .

طبیعت را دوست داشت ، ولی از آ لذت نبرد .

در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ، ولی کسی به آن راه نیافت ، جز یکی .

در زندگی احساس تنهایی می نمود ، ولی هرگز جز به یکی ، دل به کسی نداد .

و خلاصه بنویسید ، زنده بودن را برای زندگی دوست داشت ، نه زندگی را برای زنده بودن .

و عشق را برای دوست داشتن می خواست  ، نه دوست داشتن را برای عشق .

زندگی را با تو و برای تو دوست دارم .

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/01ساعت 6:14 PM توسط دیوونه| |

نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/31ساعت 2:54 PM توسط دیوونه| |

خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون

واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت

مرسی که پا دادی به ما واسه سگ دو زدن

واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت

آخ که که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی

چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمی زدی

خدا جون ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما

تا اونا رو،رو به هر مترسکی دراز کنیم

خدا جون مرسی از این دلی که تو سینمونه

می تونیم دل یکی دیگه رو بازیچه کنیم.

نوشته شده در دوشنبه 1388/04/29ساعت 6:57 PM توسط دیوونه| |

میدونی زیبا ترین خط منحنی چیه؟؟؟ لبخندی که بی اراده روی لبای یه عاشق نقش میبنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه ( دوست دارم )

همیشه لبخند بزن............حتی وقتی ناراحتی و یه غمی داری.................شاید کسی عاشق لبخند تو باشه...................

 

تهمت عشق به عاشق نزنید    عاشقی پاکترین آیینه است    عشق آیینه کند دل ها را....سر خوش آن کس که دلش آیینه است....

نوشته شده در یکشنبه 1388/04/28ساعت 1:45 AM توسط دیوونه| |

نوشته شده در شنبه 1388/04/27ساعت 2:2 PM توسط دیوونه| |

کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش

میتوان خواند.اما اکنون اگرفریاد هم بزنم کسی نمی شنود.

دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام .

سکوت شکست نیست سکوت مادر فریادهاست.

و سکوت رنگ معصومیت هاست.

دنیا راببین......بچه بودیم از آسمان باران می آمد،

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید.

بچه بودیم درد و دل را با هزار ناله میگفتیم،

همه می فهمیدند.

بزرگ شده ایم ،درد و دل را به صد زبان میگوییم.

اما هیچ کسی نمیفهمد.....

تنهایم...
نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/25ساعت 1:38 AM توسط دیوونه| |


Design By : Night Skin