تنها
به چشم هایت نگاه می کنم،ای مادر
و می پرسم:آیا دنیا بدون این چشم های زیبا می توانست معنای مهربانی را دریابد؟ هنگامی که تو را می بوسم،بر لب هایم گل سرخ، غنچه می دهد و با نگاه دلسوزانه ات دلم آرام می گیرد... این شعر من برای توست تا همگان بدانند که زندگی بی تو رسم خوشایندی نیست ای امیره دل ها گواهی می دهم،دل مهربان تو پایتخت شهر عشق منست برایم باز هم لالایی بخوان تا کودکی را بار دیگر به خواب ببینم! آموخته ام... كه زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم . آموخته ام... كه كوتاهترين زماني كه من مجبور به كار هستم، بيشترين كارها و وظايف را بايد انجام دهم آموخته ام... كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند، اما تمام شادي ها و پيشرفتها وقتي رخ مي دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستيم آموخته ام...كه فرصتها هيچ گاه از بين نميروند، بلكه شخص ديگري فرصت از دست رفته ما را تصاحب خواهد كرد .آموخته ام....كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم .آموخته ام... كه لبخند ارزانترين راهي است كه ميتوان توسط آن نگاه را وسعت داده ام. بگویید که بر گورم بنویسند : زندگی را دوست داشت ، ولی آن را نشناخت . مهربان بود ، ولی مهر نورزید جز به یکی . طبیعت را دوست داشت ، ولی از آ لذت نبرد . در آبگیر قلبش جنب و جوش بود ، ولی کسی به آن راه نیافت ، جز یکی . در زندگی احساس تنهایی می نمود ، ولی هرگز جز به یکی ، دل به کسی نداد . و خلاصه بنویسید ، زنده بودن را برای زندگی دوست داشت ، نه زندگی را برای زنده بودن . و عشق را برای دوست داشتن می خواست ، نه دوست داشتن را برای عشق . زندگی را با تو و برای تو دوست دارم . خدا جون مچکریم که چشم دادی بهمون واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت مرسی که پا دادی به ما واسه سگ دو زدن واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت آخ که که شکرت ای خدا واسه جهان به این بدی چی میشد اگه تو دست به ساختنش نمی زدی خدا جون ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما تا اونا رو،رو به هر مترسکی دراز کنیم خدا جون مرسی از این دلی که تو سینمونه می تونیم دل یکی دیگه رو بازیچه کنیم. میدونی زیبا ترین خط منحنی چیه؟؟؟ لبخندی که بی اراده روی لبای یه عاشق نقش میبنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه ( دوست دارم )

میتوان خواند.اما اکنون اگرفریاد هم بزنم کسی نمی شنود.
دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام .
سکوت شکست نیست سکوت مادر فریادهاست.
و سکوت رنگ معصومیت هاست.
دنیا راببین......بچه بودیم از آسمان باران می آمد،
بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید.
بچه بودیم درد و دل را با هزار ناله میگفتیم،
همه می فهمیدند.
بزرگ شده ایم ،درد و دل را به صد زبان میگوییم.
اما هیچ کسی نمیفهمد.....
تنهایم...
| Design By : Night Skin |




